بعد از چهار ماه اومدم :)) بعضی وقتا واقعا به این برآیند میرسم که دیوونه ام ولی دیوونه ای که از دیوونگیش لذت میبره. پوزیشن بالاتر موقعیت بهتر و حتی درامد رو فدای تغییر استک کردم.البته جایی که بودم جایی نبوده که بتونم حساب باز کنم سقفو زده بودم پس اردیبهشت زدم بیرون برای تجربه با گولنگ عزیز و خدافظی با دوست پنج ساله php. دیوونگی به این حد که همه چیزو برای یادگیری ماجراجویی نوین رها کردم. سه ماه سخت و پرکاری بود با تیم قشنگی بودم که دوسش داشتم زحمت زحمت که
برچسب:
نویسنده: یاسین کمالی
برچسب:
نویسنده: یاسین کمالی
تو روزای تاریکی دارم جلو میرم،مینویسم که یادم بمونه
برچسب:
نویسنده: یاسین کمالی
میشه این سری بشه :/ پلیزززززززززززززززز
برچسب:
نویسنده: یاسین کمالی
چیزی که دارم تو خودم میبینم و فکر نمیکردم ببینم ولی تو ژن دیده بودم اینه که من میتونم تو عشق کاملا صبور و عاشق باشم درحالی که شخصیتم تو اجتماع ادم سرسختی باشه.از وقتی فهمیدم دارمش عاشقش شدم خیلی دوس داشتم داشته باشمش و الان میبینم که دارمش :)
برچسب:
نویسنده: یاسین کمالی
گاهی وقتا خسته ای از هرچیزی که اطرافته و ته ته نا امیدیتو میبینی از هر چیزی از هر کسی
برچسب:
نویسنده: یاسین کمالی
با رسیدن به هر هدفی هدفای بعدیت قطعا بزرگترن
برچسب:
نویسنده: یاسین کمالی
بغض داره گلومو جر میده شاید بیشتر از چهارساعته
نمیخوام کم بیارم، نمیخوام جا بزنم ،اخه من تو زندگیم جا زدن بلد نیستم
ولی اخه خدا چرا تا به من میرسه؟مشکلی با خود من داری؟
مینویسم تا اگه گذشتیم گذشت گذشتم بدونم چه روزایی داشتیم
سینه پر درد امشبم حال داغونم حال فرو ریختن درونی
برچسب:
نویسنده: یاسین کمالی
اینو نمیدونی وقتی دلم بشکنه ی ادم دیگه میشم که شاید نشناسیش. ولی جوری که هیچوقت نفهمی☺️☺️
برچسب:
نویسنده: یاسین کمالی
مسافرت باهات با اتفاقای جذاب و منی که بیشتر میفهمم دوست دارم اخه تو همشگیمی
برچسب:
نویسنده: یاسین کمالی
امشب از اون شباست.هیچ جوری آروم نمیگیرم
برچسب:
نویسنده: یاسین کمالی
سر ی حرکت مسخره ۱۷ روزه اومدی تو زندگیم. ولی ۱۷ روزی که انگار سالها میشناسمت. حیفم اومد ننویسم ازت.
برچسب:
نویسنده: یاسین کمالی
دقیقا ۲۰ اذر اومدی زندگیم و من چقددد خوشحالم از داشنت جوری که انگار سالها میشناسمت و اینکه دیروز وحرفامون رو هیچوقتتتت فراموش نمیکنم
برچسب:
نویسنده: یاسین کمالی
برچسب:
نویسنده: یاسین کمالی